در این یادداشت، روی سخنم بیش و پیش از هرکسی با خودم هست که بسیار نیازمند تلنگر و هشدار هستم!
ولی اگر این یادداشت به دل تان نشست، برای دیگری بازگویید.
اگر گمان می کنیم که مرهم درد و زخم های حسین، اشک و گریه های ماست؛ بدانیم که باید برای امروزِ حسین گریست!
که حسینِ امروز، در میان این همه سیاه پوش و هوادار و سوگوار و گریه کن و روضه خوان و مداح و نذری پز و نذری دِه و نذری خور؛ تنهاتر و مظلوم تر از حسینِ 61 هجری است، در میان آن همه دشمن و شمشیرهای از نیام برآمده!
چراکه اگر فریاد و خون حسین و همراهانش و ماجرای اندوه بار مثله شدن پیکرش در سال 61 هجری، از پس گذر از قرن ها به ما رسیده، امروز پیام و نگاه و بینش و راه حسین، در لابه لای تظاهر و دورویی و فریب کاری و عوام فریبیِ بسیاری از ما، مثله و دگرگون شده و کسی هم دَم بر نمی آورد، اگر هم دَمی برآید، به بازدم نمی رسد!!
حسین، گام در راهی چنان پرآشوب گذاشت تا به مردمان زمانه اش، لانه فریب و نیرنگ را نشان دهد و بَندهای زر و زور و تزویر را از هم بگسلد، ولی افسوس که بسیاری از مردم زمانه اش ظاهر بین بودند و بی اندیشه، و ناتوان از واکاوی ماجراهایی که پیش چشمان به خواب رفته شان در جریان بود!
اما پیام حسین برای ما چه بود جز، آزادگی و پایمردی، زور نگفتن و زور نشنیدن؟
پس من که امروز در محیط کار و خانه و شهرم، به کارمند زیردستم، به فرزندم، برادرم، همشهری ام زور می گویم و حقش را پایمال می کنم، با خودرو به حریم پیاده رو و یا خط کشی عابر پیاده تجاوز می کنم، کارگر و کارمند زیر دستم را به بیگاری می کشم -چون می دانم به پولی که از من می گیرد نیازمند است و با هر سازی که بزنم، می رقصد- و یا تا کمر پیش روی آن مقام بالادستی که می دانم چه نان هایی را آجر کرده، خم می شوم تا به نان و نام برسم و ...
به راستی این گونه زندگی کردن، شیوه و مرام حسین است؟!
«آری، باید برامروز حسین گریست که تنهاتر و مظلوم تر از همیشه هست، و بیش از آن باید خودمان بگرییم که در پیشگاه آموزگاری چنین دلسوز، شاگردانی هستیم کاهل و درس نیاموخته!! »
بگذریم، پرگویی ام را ببخشید.
کشکول...
ما را در سایت کشکول دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 16:00