سخنی با رای دهندگان به کاندیداهای شورای شهر؛ واژه xadهایی که از اصل افتاده اند!

خرید بک لینک

پیش نوشت)

1- در همین آغاز از طولانی بودن این یادداشت پوزش می خواهم، ولی شاید 5 دقیقه، برای خواندن یک درددل دوستانه و البته گاهی تند، زیاد نباشد!

2- این یادداشت در درجه xadی نخست، نقدی است اجتماعی؛ درددلی است پرآب چشم که می تواند و باید به نقد کشیده شود تا نادرستی هایش بیان شود، واکاوی و نگاهی از سر دل سوزی است به معضلی که مدت هاست فرهنگ و هنر ما به آن دچار شده است.

3- پیش از هرچیز باید یادآور شوم نمونهxad های بیرونی آن چه در این یادداشت به آن پرداخته شده، بسیار اندک هستند ولی همین اندک شمار می توانند تاثیراتی ویرانxadگر و ناخوشایند به بار آورند، بنابراین روی سخن نگارندهxad پیش و بیش از همه با پرچم داران، بزرگان و پیشکسوتان عرصه سیاست و فرهنگ است.

آغاز سخن:

... از آنجا که هر درزگیری، دوزنده نیست! هر خودرویی، بنز نمی شود و هر بالاپوش و پاپوشی، فلان کت و کفشِ «نشان دار» نیست و نمی شود، شاید بتوان گفت که هرکسی شایستگی خوانده شدن با واژه های گران سنگ و ارزشمندی چون هنرمند، استاد، بازیگر، پهلوان، روحانی و... نیست!

ولی امروزه هر یک از ما در پیرامون خود، با دوستان و خویشان و نزدیکان و همسایگانی روبرو می شویم که یک شبه ره صد ساله رفته اند و صاحب یکی از این عناوین ارزشمند شده اند!

این مشکل از جایی آغاز شد که ما در کاربرد واژه ها و عناوین، دچار گونه ای ولنگاری و اسراف شدیم و هرکسی را –درست یا نادرست، به جا یا نا به جا، از روی تعارف یا به حق و سزاوارانه- بازیگر و کارگردان و هنرمند و منتقد و استاد و کارشناس و دکتر و مهندس و فعال فرهنگی و سیاسی و اصلاح طلب و اصول گرا و... دانستیم!

در گذشته ای نه چندان دور هر کسی می خواست به عناوینی مانند: استاد، پهلوان، مرشد و ... برسد باید دورهxad هایی را پشت سرمی گذاشت ولی امروزه ...

بگذارید خیلی ساده و خودمانی به چند نمونه بپردازم.

بازی و بازیگری:

این درست است که هرکسی روی صحنه یا جلوی دوربین حرکت می کند و سخنانی بر زبان می آورد، حس و حالت های گوناگون را نشان می دهد، «بازیگر» نامیده می شود(چون چیز دیگری نمی توان گفت!)

ولی بی گمان بین «نگاه صرفا تجاری» شماری از دوستان بازیگر، با «جهان بینی هنری» بازیگرانی که هم به شادمانی مردمشان می اندیشند و هم به پویایی و پرورش اندیشه و سلیقه آن ها، «تفاوت» وجود دارد. این تفاوت بین هنرمندان و هنرفروشان دیگر رشته ها نیز دیده می شود!

کارگردان و کارگردانی:

شمار اندکی از «کارگردان» ها آن هایی هستند که توانسته اند چند نفر از همان دست بازیگرانی که پیش تر اشاره شد را دور خود جمع کنند و به آن ها دستور بدهند که: بشین، پاشو، حالا بخند ... دستا تو بازکن و ببند!

هنرمند:

اساسا معنی و مفهوم هنر و هنرمند دیرزمانی است که کم کم دگرگون شده ولی از 12 سال پیش، این دگرگونی شتاب بیشتری گرفت و نزدیکی زیادی با ریا، دورویی، عوام فریبی و دلالیسم پیدا کرد!

تولیدکنندگان و تهیه کنندگان آثار به اصطلاح هنری، همانند صاحبان غذاخوریxad های بین راه هستند که رانندگان اتوبوس، تنها و تنها جلوی سالن آن ها، اتوبوس خود را نگه میxad دارند و مسافران خسته و گرسنه، خواسته یا ناخواسته وادار می شوند از دست پخت –باکیفیت یا بی کیفیت- آن غذاخوری بخرند و بخورند!

بی گمان در چنین وضعیتی، مسافران از سر ناچاری و نیازشان برای رفع گرسنگی به چنین غذایی –هرچند خوب- تن داده اند! (شاید مسافران برنج و فسنجان می خواستند ولی از آشپزخانه، تنها برنج و قیمه بیرون آمده باشد!)

منتقد:

از آن جا که جامعه ی ما در دوران گذار و دگرگونی است، معنی و کار «منتقد» نیز دگرگون شده و افرادی تندرو که شاید در زمینه xadی کاری خود صاحب نظر هم باشند، به سان «چو دزدی با چراغ آید، گزیده تر برد کالا» به میدان آمده اند که کارشان سرکوب غیرخودی xadها و آثار آنxadهاست.

اینxadها بیش از منتقدان راستین و دل سوز و منصف که به شناسایی سره از ناسره می پردازند، صاحب تریبون هستند و صد البته کار و بارشان نیز سکه تر است چون قیمت نان را به خوبی می دانند!

آن منتقد برنامه xadی هنری جمعه شب های شبکه 3 سیما یادتان هست؟

استاد:

امروزه در جامعه هنری، همه «استاد» هستند مگر این که خلافش ثابت شود؛ هنگامی که آن نوجوانِ پاک دل و ساده پس از نخستین دیدار و هم صحبتی اش با هنرمندی که تنها چند سال پیشینه ی کاری دارد، او را «استاد» می خواند، آن شخص باید خیلی گنده دل باشد که خودش را گم نکند و از استاد خوانده شدن، خوش خوشانش نشود!

کارشناس:

بدیهی است «کارشناس» هم به کسی می گویند که در رشته ای دارای مدرک کارشناسی باشد و مگر می شود با این همه دانشگاه های علمی کاربردی و پودمانی و پول مانی و ... جامعه ما بدون کارشناس و مهندس و دکتر باشد؟

فعال فرهنگی وسیاسی:

امروزه «فعال فرهنگی و سیاسی» شدن برای شمار اندکی از دوستان، آسان تر، کم هزینه تر و پرسودتر از دیگر عناوینی است که به آن پرداخته شد!

برای این که خودتان را به این عنوان مفتخر کنید و به دیگرxadان بشناسانید، به «بادنما» و اندکی «رو» -شما بخوانید: سماجت و پشتکار»، نیاز دارید!

بادنما، شمّ و شناخت و آگاهی سیاسی شما را بالا می برد!

«رو» شما را بر آن می دارد که اگر در زمینه ی کاری که می خواهید انجام دهید، چیزی نمی دانید، خجالت نکشید و و برای کسی که می خواهد به شما مجوز بدهد، حرف بزنید و ادعا کنید!

اگر می خواهید «فعال فرهنگی» شناخته شوید باید بتوانید با یک یا چند نفر از مسئولان بلند پایهxad ی شهر دوست شوید تا آن ها «دولت در سایهxadی» شما شوند و شما هم بتوانید هرازگاهی نویسنده، ترانه سرا، گروه موسیقی، گروه نمایش یا گروه جُنگی را به شهر خود فرابخوانید؛ در این صورت فرهنگ سازی و فرهنگ پروری تان رد خور ندارد!

و اما پیش نیاز«فعال سیاسی» شدن در گروه اصلاح طلبان، البته به شیوه و باور شمار اندکی از تازه کاران و حتی شماری از بزرگان و پیشکسوتان در این زمینه(بیشتر بزرگان اصلاح طلب و سیاسیون یزدی این گونه نیستند و چنین نمیxad اندیشند) عبارتنداز:

- حضور «فیزیکی» در ستادهای انتخاباتی سه چهار سال گذشته

- زیباکردن پروفایل خود با تصویر آن «سیدِ خونین دلِ خندان لب»

- انتقاد و مسخره کردن دولت پیشین و رییس آن و رجزخوانی در فضاهای مجازی

حال آن که شماری از همین دوستانِ «من آنم که رستم بود پهلوان»، در سال های بین 84 تا 92 نه تنها مهرخاموشی بر لب زده بوده و عافیت طلبی پیشه کرده بودند بلکه در نشست های دوستانه از برخورد تند و خشونت باردولت پیشین، دفاع هم کرده بودند!

و البته هیچ کس یادش نیست اگر هم کسی یادش باشد، در این بازار شلوغ مکاره، در گوشه ای نشسته و صدایش در نمی xadآید!

یک نمونه xadی تازه تر:

درانتخابات مجلس اسفند سال 94 هنرمندان اصلاح طلب، گروهی تلگرامی برای گفتمان و پشتیبانی از کاندیدای دلخواه خود درست کردند، در فهرست اعضای این گروه، نام کسانی را دیدم که در همان انتخابات رای شان را برای کاندیدای دیگری به صندوق انداختند(تا اینجای کار هیچ اشکالی ندارد) ولی در ساعات پایانی همان شب و هنگامی که دریافتند باد به پرچم کاندیدای شان نمی خورد، با سلام و صلوات به پیشواز پیروزی کاندیدای اصلاح طلبان رفته و در گروه شادباش xadهای آن چنانی میxad نوشتند!

البته کسانی هم هستند که عکس این راه را رفته xadاند؛ نمونه زنده xadاش آن فیلم سازی است که سال ها پیش با عضویت در حزب مشارکت به مجلس ششم راه یافت و حتی ۲۹ آذر ۱۳۷۹ در سخنانی و به نقل از پسرش، از خوبی زندگی در آمریکا گفته بود که در محافل سیاسی و رسانه ای آن زمان بازتاب گسترده ای داشت ولی همین ایشان به عنوان مجری، در یکی از برنامه xadهای ویژه xadی سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر، داوری داوران جشنواره فیلم فجر را به دلیل زندگی در آمریکا، نادرست جلوه داد و زیر سوال برد!

اصلاح طلب و اصول گرا:

بگذارید یادی بکنم از ماه xadهای پایانی سال 87 و هنگامی آقای میرحسین موسوی در سخنانی به بررسی واژه های "اصلاح طلبی" و "اصول گرایی" پرداخته بود و از سوی دیگر شنیدن این خبر که شاید آقای خاتمی به سود میرحسین از میدان انتخابات کنار بکشد واکنش های گوناگونی را از سوی شماری از جریانxad های اصلاح طلب در پی داشت.

در آن زمان شماری از اصلاح طلبان ازسخنان آقای میرحسین موسوی و دیدگاه جدیدش درباره اصلاح طلبی و اصول گرایی و اینxad که چرا دم از اصول گرایی زده است، دل خور بودند! حال آن که شخص آقای سید محمدخاتمی نیز به عنوان پرچمدار اصلاح طلبی، پیش تر از آن، در جایی گفته بود که اصول گرای واقعی ما هستیم!

از سویی دیگر در همان ماه xadهای پایانی 87 که «جریان خوانش خاتمی به میدان انتخابات» راه افتاده بود، ایشان به گونه ای آقای میرحسین موسوی را برای نامزدی در انتخابات پیشنهاد کرده بودند، ولی در یکی از سایت های خبری آمد که دست اندرکارانِ۲ ستاد از سه ستادی که برای پشتیبانی از خاتمی راه اندازی شده اند، هشدار داده xadاند که:

این ستادها تنها برای خاتمی است و قرار نیست برای دیگری کار کنیم حتی اگر آن شخص را آقای خاتمی پیشنهاد داده باشد!(نقل به مضمون)

اینxadها را یادآوری کردم که بگویم تا هنگامی که هر فرد و گروه سیاسی به دیدگاهش، راهش و هدفش ایمان و باور قلبی نداشته باشد و راستی و درستی را به حاشیه براند و نگران و دلسوز مردم و ایران نازنین نباشد، اصول گرایی و اصلاح طلبی، تنها واژگانی "دهان پُر" هستند که به درد "پُز دادن" می خورند!

چنانچه سردمداران و سینه چاکان هر کدام از این واژه ها، راست و درست و به مفهوم ریشه ای "اصلاح طلب" و "اصول گرا" پایxadبند باشند، بسیاری از نابسامانی های ایران و ایرانی سامان می یابد!

سخنی درون پرانتز: (اگر قرار بود انگیزهxad ی من برای رای دادن به آقای روحانی و جریان اصلاح طلبی آدم ها و رویدادهایی باشد که این روزها می بینم، هرگز به روحانی و اصلاح طلبی رای نمی دادم!!)

واکاوی و بررسی چنین نمونه xadهایی به همراه یادآوری فاجعه پلاسکو و پویش «نه گفتن به هنرمندان و ورزشکاران» باید ما را بر آن دارد که بیش از پیش حواسمان جمع باشد و با شناخت و اندیشه و آگاهی، دست به انتخاب و انتصاب بزنیم تا مبادا در انتخاب افراد برای هر پست و سمتی -مشخصا شورای شهر و انتصاب مدیران استان- فریب عناوینی مانند هنرمند، کارشناس، استاد و... اصلاح طلب را بخوریم چراکه در این صورت هم جریان اصلاح طلبی خدشه دار می شود و هم آن شخص که تنها به اعتبار یک واژه و عنوان توخالی رای مردم را به دست آورده، کاری از پیش نمی برد جز اینxadکه مردم را سرخورده کند!

سخن پایانی:

با همهxad ی آنچه گفته شد، بیان این نکته نیزضروری است که اگر هنرمند یا ورزشکاری با پیشینه ی کار دولتی، اداری و اجرایی بتواند زبان گویای صنف خود باشد، بیxad گمان کاندیدای خوبی برای شورای شهر خواهد بود؛ هرچند برای مدیریت امور فرهنگی و هنری در جایی مانند شورای شهر، نیازی نیست که یک کاندیدا حتما پیشینهxad ی کار فرهنگی و هنری داشته باشد.

اگر یک کاندیدا «مدیری کارآمد» باشد و به راستی دغدغه xadی فرهنگ و هنر، ورزش، بهبود وضعیت شهر و آسایش و آرامش مردم را داشته باشد شایستگی رسیدن به صندلی شورای شهر را دارد؛ همان گونه که صفایی فراهانی رییس پیشین فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران، چهره xadای ورزشی نبود و عکسی هم با شورت ورزشی نداشت ولی با برنامهxad های اقتصادی و نوآوریهایاش فوتبال کشور را دگرگون کرد و فدراسیون فوتبال در زمان او نمره خوبی از فوتبالی ها گرفت!

این که در بین کاندیدهای فرهنگی و هنری این دوره از انتخابات شورای شهر یزد، کدام یک به راستی مدیر، هنرمند، کارشناس، مهندس، فعال فرهنگی و سیاسیِ کارا، دل سوز، نوآور و شجاع باشند، پرسشی است که رای دهندگان می بایست پیش از رای دادن به پاسخش برسند تا فریب عناوین، بنرها و گروهxad های تلگرامی را نخورند و از روی احساسات رای ندهند؛ در غیراین صورت ممکن است در پایان کار دوره xadی این شورا، ببیند یا بشنوند که فلان کاندیدای فرهنگی/ هنری، سیاسی و یا ... شورای شهر را نردبان رسیدن به چیزهای دیگر کرده بود!

درپایان به عنوان عضوی از خانوادهxad ی خوب و نجیب تئاتر، آرزو می کنم کاندیداهایی که به راستی اندیشهxad ی بهبود وضعیت فرهنگی و هنری شهرمان را دارند به ساختمان شورا راه پیدا کنند و بتوانند با همراهی و همکاری دیگر برگزیدگان، و نیز با تعامل با ارگان ها و اداراتی مانند فرهنگ وارشاد، که متولی اصلی فرهنگ و هنر به شمار می رود، گام های ارزشمندی در این راستا بردارند و زمینه ای فراهم کنند تا اندیشه و سلیقه xadی مردم دیارم اندکی هوا بخورد!

کشکول...

ما را در سایت کشکول دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 134 تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:27

صفحه بندی